هیچ است
هر چند خيام از ته دل معتقد به شادي بوده ولي شادي او هميشه با فكرعدم و نيستي توأم است ...
ازين رو همواره معاني فلسفة خيام در ظاهر دعوت به خوشگذراني مي كند اما در حقيقت همه گل و بلبل، جام هاي شراب، كشتزار او جز تزئيني بيش نيست، مثل كسي كه بخواهد خودش را بكشد و قبل از مرگ به تجمل و نزيين اتاق خودش بپردازد . ازين جهت خوشي اوبيشتر تأثرآور است . خوش باشيم و فراموش بكنيم تا خون، اين مايع زندگي، كه ازهزاران زخم ما جاري است نه بينيم! روي ترانه هاي خيام بوي غليظ شراب سنگيني مي كند و مرگ از لاي دندان هاي كليد شده اش مي گويد: خوش باشیددر رباعيات، شراب براي فرو نشاندن غم و اندوه زندگي است ، كيف بكنيم، اين زندگي مزخرف را فراموش بكنيم . مخصوصًافراموش بكنيم، چون در مجالس عيش ما يك ساية ترسناك دور مي زند . اين سايه مرگ است، كوزه شراب لبش را كه به لب ما مي گذارد آهسته بغل گوش مان مي گويد : من هم روزي مثل تو بوده ام، پس روح لطيف باده را بنوش تا زندگي رافراموش بكني!
بنوشيم، خوش باشيم . چه مسخره غمناكي ! كيف؟ زن، معشوق دمدمي . بزنيم بخوانيم، بنوشيم كه فراموش بكنيم پيش از آن كه اين ساية ترسناك گلوي ما را درچنگال استخوانيش بفشارد . ميان ذرات تن ديگران كيف بكنيم كه ذرات تن ما راصدا مي زنند و دعوت به نيستي مي كنند و مرگ با خنده چندش انگيزش به ما مي خندد.
اي بيخبران شكل مجسم هيچ است،
وين طارم نه سپهر ارقم هيچ است.
خوش باش كه در نشيمن كون و فساد،
وابستة يك دميم و آنهم هيچ است!
وين طارم نه سپهر ارقم هيچ است.
خوش باش كه در نشيمن كون و فساد،
وابستة يك دميم و آنهم هيچ است!
............................................................
مي خور كه بزير گل بسي خواهي خفت،
بي مونس و بي رفيق و بي همدم و جفت؛
زنهار بكس مگو تو اين راز نهفت:
هر لاله كه پژمرد، نخواهد بشكفت.
مي خور كه بزير گل بسي خواهي خفت،
بي مونس و بي رفيق و بي همدم و جفت؛
زنهار بكس مگو تو اين راز نهفت:
هر لاله كه پژمرد، نخواهد بشكفت.


۷ نظر
خیام رو خیلی پایه ام ، دقیقا زیر خوشی ظاهری که توی شعراش به تصویر می کشه یک باور بزرگ به پوچی از همون جنس پوچی که صادق هدایت بهش باور داشت خوابیده.
با عشق و ارادت
نسیم عزیزم درود
با سپاس از نظرتان و اجابت دعوتم
نوشتارت را با دقت خواهم خواند . بسیار خوشحال می شوم که ادتان بکنم
با عشق و ارادتی دیگر
شاد زی ومهربان
افرا قرمز:نسیم شراب داری؟
ها ها ها
ما اندر خم تهیه شراب و می هستیم و تو ... :)
خیام یکی از پیامبرای منه !
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آن را
شما هم نظر بدهید