عنوان یک

توضیح برای عنوان یک

عنوان دو

توضیح برای عنوان دو

هیچ است

هر چند خيام از ته دل معتقد به شادي بوده ولي شادي او هميشه با فكرعدم و نيستي توأم است ...

ازين رو همواره معاني فلسفة خيام در ظاهر دعوت به خوشگذراني مي كند اما در حقيقت همه گل و  بلبل، جام هاي شراب، كشتزار او جز تزئيني بيش نيست، مثل كسي كه بخواهد خودش را بكشد و قبل از مرگ به تجمل و نزيين اتاق خودش بپردازد . ازين جهت خوشي اوبيشتر تأثرآور است . خوش باشيم و فراموش بكنيم تا خون، اين مايع زندگي، كه ازهزاران زخم ما جاري است نه بينيم! روي ترانه هاي خيام بوي غليظ شراب سنگيني مي كند و مرگ از لاي دندان هاي  كليد شده اش مي گويد: خوش باشید

در رباعيات، شراب براي فرو نشاندن غم و اندوه زندگي است  ، كيف بكنيم، اين زندگي مزخرف را فراموش بكنيم . مخصوصًافراموش بكنيم، چون در مجالس عيش ما يك ساية ترسناك دور مي زند .  اين سايه مرگ است، كوزه شراب لبش را كه به لب ما مي گذارد آهسته بغل گوش مان مي گويد : من هم روزي مثل تو بوده ام، پس روح لطيف باده را بنوش تا زندگي رافراموش بكني!

بنوشيم، خوش باشيم . چه مسخره غمناكي ! كيف؟ زن، معشوق دمدمي . بزنيم بخوانيم، بنوشيم كه فراموش بكنيم پيش از آن كه اين ساية ترسناك گلوي ما را درچنگال استخوانيش بفشارد . ميان ذرات تن ديگران كيف بكنيم كه ذرات تن ما راصدا مي زنند و دعوت به نيستي مي كنند و مرگ با خنده چندش انگيزش به ما مي خندد.



اي بيخبران شكل مجسم هيچ است،

وين طارم نه سپهر ارقم هيچ است.

خوش باش كه در نشيمن كون و فساد،

وابستة يك دميم و آنهم هيچ است!

............................................................

مي خور كه بزير گل بسي خواهي خفت،

بي مونس و بي رفيق و بي همدم و جفت؛

زنهار بكس مگو تو اين راز نهفت:

هر لاله كه پژمرد، نخواهد بشكفت.